برچسب: زندگی,
نویسنده: مهدی اسدیان
مطربان رفتند و صوفی در سماع
عشق را آغاز هست انجام نیست
سعدی
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
حافظ
برچسب: ادبیات,
نویسنده: مهدی اسدیان
دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این بلا تو هم
آیینه ای مکدرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من,ای بی وفا توهم
چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم
ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما توهم
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا توهم
برچسب:
نویسنده: مهدی اسدیان
به جای خواندن هزاران کتاب
و نقد و بررسی دیگران،
لحظه ای خود را بخوانیم
و مرور کنیم...
هیچ بالشی راحترازوجدان آسوده نیست
برچسب: تلنگر,
نویسنده: مهدی اسدیان